در الگوي جديد تفكر در جهان معاصر به جاي اينكه چيستي پديدهها مورد مطالعه قرار گيرد, بررسي مكانيزم پديدهها مورد عنايت قرار گرفته است.
در اين الگوي جديد هر پديده را به دستگاه يا جعبه سياهي تشبيه ميكنند كه از درون آن هيچكس خبر ندارد. مهم آن است كه به مكانيزم عمل آن پديده توجه نمائيم, ببينيم چه چيزهايي وارد آن ميشود و چه چيزهايي از آن بيرون ميآيد.
در بررسي پديدههاي سياسي و از آن جمله احزاب نيز از اين الگوي مطالعه جديد استفاده شد و ميتوان يكي از كاركردهاي احزاب سياسي را نقش " جعبه سياه" برشمرد.
برطبق اين الگو بايد ديد كه احزاب چه چيزهايي را از جامعه ميگيرند و چه چيزهايي را به جامعه تحويل ميدهند. بديهي است كه در اين گردش با سه عامل سروكار داريم.
1ـ دادهها يا درواندادها (input) به مجموعه اطلاعاتي كه از محيط جمعآوري شده و به داخل جعبه سياه (مثلاً حزب) داده ميشوند, اطلاق ميشود.
2ـ يافتهها يا بروندادهها ( output) عبارتند از كليه تصميمها, مقررات, شعارها, موضعگيريها, خط مشيها, جهت گيريها, تاكتيكها, استراتژيها و ... كه از جعبه سياه (حزب) خارج شده و در اختيار جامعه و دولت و ساير ارگانهاي سياسي, اجتماعي, اقتصادي و فرهنگي قرار ميگيرند.
3ـ باز خورد يا (feedback) عبارت است از بازتاب آن دست يافتهها (output) كه دوباره به صورت دادهها (input) وارد جعبه سياه (حزب) شده و به صورت يافتههاي (outputs) جديدي را از آن خارج ميشود.
در نمودار زير چرخه بال در يك پديده نشان داده شده است.
دولت
حزب
انسان
(outputs) black box inputs
feed back
به طور كلي مقصود از كاركرد جعبه سياه در حزب آن است كه احزاب سياسي به عنوان ماشيني بر سر راه حكومت و پارلمان و مردم قرار گرفتهاند بايد خواستهها, گرايشات, عقايد و افكار عمومي متشابه را متشكل نمايند تا در پرتو آن تربيت سياسي, مشاركت سياسي, وضعيت مطلوب و در يك كلام زندگي بهتر سياسي براي افراد جامعه فراهم شود.
نظامهاي حزبي
موريس دوورژه نماي سه گانهاي براي نظامهاي حزبي ارائه ميدهد كه شامل نظام تك حزبي, دو حزبي و چند حزبي است.
نظامهاي تك حزبي
ريمون آرون در كتاب " دموكراسي و توتاليتريسم" در توصيف نظام تك حزبي مينويسد: ويژگي اين رژيم انحصارطلبي و واگذاري فعاليتهاي سياسي شروع به يك حزب خاص است.
از ويژگيهاي ديگر احزاب واحد و به عبارت بهتر رژيمهاي تماميت خواه اين است كه نوعي رمانتيسم و آرمانگرايي و خيالپردازي نيز بر آنها حاكم است.
يكي از مهمترين دلايل پيدايش چنين سيستمي ناتواني سيستم پلوراليستي احزاب در حل معضلات سياسي و اجتماعي جوامع غرب بوده است. در حقيقت نظام تك حزبي از درون نظام تعداد احزاب سر بر كشيده است.
وقتي انديشههاي سياسي ليبرال دموكراسي و محافظهكاري و سوسياليستي يكي پس از ديگري در گرهگشايي مشكلات ناشي از جامعه صنعتي و سرمايهداري ناتوان ماندند سيستم حزب واحد براي اداره جامعه بهترين روش ممكن تشخيص داده شد تا موانعي كه بر سر راه زندگي مطلوب جوامع صنعتي وجود داشت برطرف نمايد.
در يك نظام تك حزبي فراگردهاي تعيين كننده سياست, حكومت و رهبري سياسي تقريباً يكسره در چهارچوب يك حزب منحصر به فرد عمل ميكنند. احزاب كوچك ممكن است كه وجود داشته باشند, اما آنها چندان كوچكند كه نميتوانند بر آنچه كه در درون حزب عمده رخ ميدهد, اعمال نفوذ موثري بكنند.
در دولتهاي دستخوش نوسازي, نظامهاي تك حزبي از نظامهاي چند حزبي استوارترند براي مثال دولتهاي دستخوش نوسازي كه نظامهاي چند حزبي دارند, در مقايسه با دولتهاي مبتني بر يك حزب مسلط و يا دو حزب, براي مداخله نظامي آمادگي بيشتري دارند.
يكي از توجيهاتي كه براي سيستم تك حزبي از طرف بنيانگذاران و طرفداران اين سيستم بكار رفته اين است كه چون تفرقه و انشعاب در ملت مايه شكست و ضعف و سستي است, بهتر آنست كه تمامي ملت تحت يك اراده واحد, ايدئولوژي واحد, دولت واحد, رهبر واحد و سرانجام حزب واحد متحد شده و به صورت ملت يكپارچه و همشكل اسباب ترقي و پيشرفت خود را فراهم نمايد.
عبدالرحمن عالم در كتاب بنيادهاي علم سياست نظام تك حزبي را مختص كشورهايي ميداند كه داراي ايدئولوژي كمونيستي هستند. وي اشاره ميكند كه: اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي نخستين كشوري بود كه با حزب كمونيست حاكم نظام تك حزبي را برگزيدند.
البته پس از جنگ جهاني اول تركيه, آلمان, ايتاليا, اسپانيا و پرتقال و چند كشور ديگر نيز نظام تك حزبي را برگزيدند. هر چند برخي وجود نظام تك حزبي در كشورهاي جهان سوم را عامل مقابله با نيروهاي گريز از مركز و هرج و مرج ميدانند ولي برخي ديگر وجود اينگونه احزاب در كشورهاي جهان سوم را عامل انسجام مردم اين كشورها ميدانند.
نظامهاي دو حزبي:
نظام دو حزبي عبارتست از يك نظام چند حزبي كه در آن دو حزب به گونهاي نسبتاً پايدار از اهميت و برجستگي خاصي برخوردار ميشوند. اين نظام وجه بارز نظام سياسي انگلستان ميباشد. محل تولد نظام دو حزبي را انگلستان ميدانند. وجود ويكها و توريها سپس ليبرالها و محافظهكارها و در حال حاضر حزب كارگر و حزب محافظهكار اين واقعيت را به اثبات ميرساند. اما نظام دو حزبي امكان وجود حزب كوچكتر سوم يا ائتلافهاي موقت را نيز ناديده نميگيرد. قاطعيت و شفافيت نظام دو حزبي باعث شده است تا بسياري از سياست شناسان آن را به گونهاي آرماني به عنوان بهترين و مناسبترين وجه زندگي حزبي عنوان ميكنند.
معمولاً سيستم دو حزبي در كشورهايي كه مردم آن از وضع خويش رضايت كامل دارند بوجود ميآيد. در سيستم دو حزبي هر يك از احزاب بطور متناسب قدرت را در دست ميگيرند. حزب پيروز, حزب اكثريت است و حكومت را در اختيار دارد و حزب اقليت و شكست خورده كارش انتقاد و نظارت است.
از جمله مزيتهاي نظام دو حزبي ميتوان موارد زير را نام برد:
چون در نظام دو حزبي همه وزيران از يك حزب, حزب اكثريت هستند, كابينههاي با ثبات تشكيل ميشود. ثبات حكومت نيز كارايي اداري و استمرار سياست را در كشور تامين مينمايد. حكومت دموكراتيك در مفهوم واقعي به وجود ميآيد و حزب مخالفت نيز نقش سازندهاي ايفا ميكند.
نقايص آشكار نظام دو حزبي چنين است: نظام دو حزبي اعتبار قوه مقننه را به شدت نابود ميكند, سبب غلبه قوه مجريه بر آن ميشود, انتخاب راي دهندگان فقط به دو حزب محدود است و در آخر اينكه تقسيم جامعه به دو حزب سبب ناديده گرفتن شمار زيادي از ديگر منافعي ميشود كه در قلمرو اين دو حزب قرار نميگيرند.
نظام چند حزبي
نظام چند حزبي عبارتست از نظامي كه در آن بيشتر از دو حزب بازيگر اصلي صحنه سياسي باشند. در اين نظام آرا بين چندين حزب تقسيم شده و فاصله آنها با يكديگر زياد نيست. از بعد موازين دموكراسي ليبرال قوت اين نظام از ساير نظامها بيشتر است.
در نظام چند حزبي انتخابات در دو نوبت انجام ميشود و راي اكثريت نسبي احزاب متعدد ملاك پيروزي و قدرتمندي آنها محسوب ميشود.
در اين نظام معمولاً هيچ يك از احزاب قادر نيستند اكثريت را در پارلمان بدست آورند. به ناچار حزبي كه اكثريت نسبي آرا را كسب كرده است براي تشكيل كابينه با احزاب ديگر ائتلاف ميكند و دولتهايي كه به اين شيوه بر سر كار ميآيند از ثبات و استحكام چنداني برخوردار نيستند.
خصوصيت ديگر نظامهاي چند حزبي آن است كه انضباط, سازماندهي و تشكيلات در اينگونه احزاب نه آنچنان سخت و محدود و بسته است كه در عرف حزبي نظامهاي تك حزبي ديده شد و نه آنچنان باز و ملايم و سازمان نايافته هستند ك بتوان آنها را با نظام دو حزبي يكسان دانست.
از حمله معايب نظام چند حزبي است اين است كه در اين نظامها قوه مقننه كشور به محل دسيسهها و عرصه كشاكشهاي دستهها تبديل ميشود و در آخر اينكه اگر شمار زيادي از احزاب سياسي در كشور باشد و هيچ يك از آنها اكثريت مطلق نداشته باشند, مخالف يا اپوزيسيون سازمان يافته و سالم كه براي دموكراسي پارلماني ضروري است نميتواند رشد و توسعه يابد.
+ نوشته شده توسط باد بی آشیان در جمعه هفدهم خرداد 1387 و ساعت
9:46 |